گفتم به هر دلیلی که باشد بی معرفتی است که این مقدار فضا همچنان بی مطلب نو بماند و من ـ گیریم که هرجای دیگر به هر دلیل ة سری به اینجا و دوستان این وبلاگم نزنم و در رویایم به این دوستانم بگویم: خب من که گفتم تشریف بیاورید اینجا در خدمتتانم!: www.paradise.blogfars.com برای همین آمدم احوالی بپرسم و برایتان آرزوی خیر و سلامت بکنم و بروم سراغ درس های آنجا. اینجا هم این متن زیر را تقدیم می کنم به همه ی شما و اگر در خدمتتان بودم در وبلاگ بهشت ( پارادایسداتبلاگفارس ) که چه خوب! اگرنه این متن زیر تقدیم به شماست. برای همه تان آرزوی موفقیت دارم و شادی و آرامش و شایسته کاری. راستی یک جای دیگر هم هستم اما آنجا شعورهای انگلیسی من فعالند و گوینده ی فارسی آن ها خودم هستم: www.mutes.podomatic.com
خانه چو باغچه ندارد آ…ي
چه فايده همسايه بذر
روي آب زلال حوض خانه مي كارد؟!
سالتان مثل آب های روان برف های فصل زمستان جاری بادا و زلال و مثل جوانه های درختان متولد ...
خوش باشید و سرافراز و بلند همت و بختتان همیشه به کام
از صبح گرفته تا تمام لحظه لحظه و ساعات تا خود شام
از شام تا بامداد رحیل ...
سلام.
برای تشویق بیشتر ببینید که کاری که می خواهید بکنید یا خواسته ای که دارید
چه سودی علاوه بر ایجاد شادی برای چه کسی یا کسانی دارد؟
خودتان را فقط در مواقع نظارت دقیق بر آنچه انجام می دهید یا آنچه می خواهید
از دیگران جدا بافته تافته بپندارید
اگرنه همه تان مثل همید.
هم شما هم همه ی آن ها که شما قرار است ببینید چقدر به سودشان کار می کنید
و چقدر شادشان می کنید.
پس:
چقدر که؟ شاد می شود و چقدر برای که؟ سود دارد این کار یا خواسته ها شما ...!
و این آدرس را هم که فراموش نکرده اید؟ فراموش کرده اید؟
نظر دادن و خبر دادن كه در شما چه خبرها مي شود اينها را كه مي خوانيد
و مي شنويد نيز هديه من به شما خصوصا در اين روزهاي نزديك به عيد
هر روز كه همانيد كه خدا مي خواهند و مي پسندند شده عيد
و مباركتان بادا.
ماندگاري بر آن نيز فراموش نشود
۱. تصور:
تا ننویسید، نمی دانید چه می خواهید.
ننوشتن با قلم بر کاغذ یا با کیبرد بر هارد،
یعنی روی هوای نفس رقم زدن ... یعنی خیال کردن.
بنویسید چه می خواهید.
بعد هم بخاهید! یعنی برخیزید و بیاورید، ننشینید که بیاید ...
به این کار می گوییم تصور کردن.
یعنی دیده انگاری. یعنی انگار آن را داری.
۲. تصدیق:
یعنی راست شماری.
یعنی تایید کنید که صددرصد آنچه می خواهید را برایش برمی خاهید.
و بهای آن را می پردازید.
برای تصدیق خواسته، این پرسش ها پاسخ داده شوند:
الف. امضای خدا را برای انجام آن دارید؟
ب. میزان ارتباط خواسته ی شما با معنا چقدر است؟
جهان ماده تمام شدنی است.
چه باور داشته باشید و خواه مسخره کنید به هر حال تمام می شوید
و تمام می شوند در این شکل کنونیشان و کنونیتان.
و شکل بعدی را شما انسان ها استثنائا
خودتان همین حالا دارید می سازید.
حواس ها پس اگر جمع باشد بهتر ...
سعی کن سبک در ماده شوی و پُر در معنا و سپس بپر!
ج. میزان سودی که به دست می آورید چقدر است؟
و ماندگاری سود تا چه زمانی دوام می آورد؟
مبادا تک جهانی که سخت پشیمان خواهید بود
( در ِ گوشم گفتند به من: هوش ش ش ش! صدایت را بلند نکن!
خصوصا برای نزدیکترین هایت یا در دعوا!
چه خبر است؟
از خر که خرتر نیستی، هستی؟
یا سخن به مهر بگو مهر را نگاه بان باش یا ... شو!
و من که پذیرفتم!
لفظ معذرت می خواهم و تکرار نمی کنم را بسیار دارم می گویم
و شایسته است اگر تا آخر عمر هر ساعت بارها گفتم ... )
د. زیان هایی که می بینید؟
هــ . سود و زیان خواسته ی شما
برای چه کسانی جز خودتان نیز به وجود خواهد آمد؟
و. آیا درصد ضرورت خواسته ی شما آنقدر است که بیرزد
به بهایی که برای آن می پردازید؟
ز. عاقبت خواسته ی شما چه خواهد بود؟
هم تا زمانی که در دنیایید و هم زمانی که مردید.
ـ چه اعتقاد به مردن داشته باشید چه نداشته باشید
و چه از آن بترسید یا نترسید
و خواه از سر ناامیدی
ـ و چه زشت است برای شما ـ
بگویید که کاش بمیرم
یا غیرهم مرگ سراغتان و مان و شان می آید ... ـ
ح. حالا یا تایید کنید ...
یا حذف کنید ...
یا به بایگانی ِ
« به موقع، به جا، به اندازه و بایسته و شایسته » ببرید.
ط. خواسته های تایید شده تان برای اجرا را اولویت بندی کنید:
۱. کدام؟ ۲. کدام؟ ۳. کدام؟ ...
در بخش اراده ( برنامه ریزی )
با شیوه ی طراحی برای آغاز خاستن برای خواسته هایتان
آشنا خواهید شد اگر خدا بخواهند
و من هنوز لایق تدریس مانده باشم
ـ و امیدورام به آن یگانه ی بی همتای بیهمفرمان
و مطلق ِ هست ...
و دوستشان دارم به اندازه ای که خودشانند ... ـ
۳. تشویق:
خواسته ی شما باعث شادی و آرامش چه کسی
یا چه کسانی خواهد شد؟
هرچه بیشتر دل با خواسته تان شاد می شود،
آن جهانتان و این جهانتان بیشتر و بیشتر آباد می شود.
به شرط اینکه به بادی آتش بر اینهمه آبادی ندادی.
حالا شروع کنید تا اینجا را اجرا کنید.
تا درس چهارم
خدا نگهدارتان.
مهدی
اگر الآن صحیح بود صحیحی اگرنه بعد هرچه دیدی میوه ی کاشتن حالای توست. بعد،
همیشه همان که کاشته ای خواهد رُست!
دیگر فرصتی هم برای تکرار این زمان حالای تو نیست.
بعد، خودش برای خودش یک فرصت جداست.
حواست را خوب جمع کن. هرکس که هستی باش اما خودت باش. صادق.
یعنی راست گو و راست کردار. روراست.
ملاحظه کاری نکن که عین نفاق و ریا و دغل است.
همین الآن صحیح باش همیشه در همه ی همین الآن ها.
به این آدرس بیایید: کلاس های من آنجا هم ادامه به یاری حق خواهد یافت
و کلماتم آنجا منتشر می شوند.
از این دوستانم هم ممنونم که اینهمه محبت دارند و امکانات برای آدم ها فراهم می کنند
تا به هم خدمت کنند. خدا خیرشان بدهد.
این آدرس دیگر من:
بسم الله
سلام.
گام بعدی تصدیق است. باید آنچه می خواهید را تایید کنید. اولین گام تایید کردن خواسته این است:
آیا خودتان را می شناسید؟
که؟
هستید؟
برای شناختن خودتان سری به فهرست رذایل اخلاقی که در درس های گذشته همینجا موجود است
بزنید و جلوی هرکدام از آن ها که در شما یافت می شوند
علامت بگذاريد.
دقت کنید که کلاه خودتان را برندارید.
به اندازه ی کافی کلاهتان را بر می دارند.
خودتان لااقل این کار را نکنید. مرسی.
پست درس نخستين: مثل ... را چندين بار يخوانيد
و حتما كارهايي كه گفته شده است را انجام بدهيد.
تا فردايي كه آخرين روز زندگاني است خدا نگهدارتان
مهدي
ضمان بهای خواسته چو جان
به خواسته رسید خواهد،
انسان
آدم سرشار
صاحب مهره ی مار
بدون کشتن آن است
سرشار
همیشه شاد و غزلخوان و خوب و ساده و خویش و جوان است
دارنده ی ( آن ) است
دوستان مهربان و شاد و سلامت و سالار و سرپنجه ی من! من درس هایم را به یاری حق
دارم در www.paradise.blogfars.com شروع نموده ام و ادامه مي دهم به ياري حق و
دعوتم از شما مهمانان، همچنان اينكه تشريف بياوريد. من آنجايم با اندوخته هايم و پارچه
هاي بريده نابريده و دوخته نادوخته و در دست دوخت و خاطرههايي از آنچه كه سوخت و
خيلي چيزها ... خوش ميآييد اگر بياييد. و اگر هرچه دوست داريد نيز دعوت كنيد مرا منتي
بزرگ بر دوش گذاردهايد و سپاسگزار خدايم تا سپاستان بنهند. ممنون خدا
ميتوانيد به اينجا هم بياييد؟
و به دوستان ديگرتان هم بگوييد حتماً بيايند ... ميتوانيد؟
طبق خواست خدا عمل نميكنيم چون هيچ خبري به ما نميرسد كه آيا
عمل ما پذيرفته شده است يا نه!
آيا خدا از اين عمل ما خوشنود هستند يا نه!
آيا خدا بابت اين عمل ما يا اين انجام ندادنهاي وظايفمان
دارند ما را عذاب ميكنند يا نه!
اگر آري، پس كو؟
چرا هيچ اتفاقي نميافتد؟ چرا ...
و اگر خوشنودند پس كو؟
اگر چون همه چيز خوب است
يعني خدا راضي هستند از همه چيز،
پس خدا اصلاً از همه راضي هستند
چون همه چيز همه جاي دنيا غير از اينجا خوب است
پس خدا از همه راضي هستند و فقط نه از ما!
خلاصه
ما طبق خواست خدا عمل نميكنيم چون هيچ خبري نداريم
از هيچي!
حالا چرا در اينجا من اين بحث را پيش كشيدم؟
چون هيچ خبري ندارم كه
اينهمه ميهمانان كه آمدهاند و رفتهاند و ميآيند و ميروند آيا چطورند؟
تأثيري ميگيرند؟ نميگيرند؟
خوب است برايشان؟ بد است برايشان؟
شادند از
من؟ دلگيرند؟ در بند ميشوند؟
از خودشان دارند ميكَنند يكي يكي هرچه بند؟
و چون بيخبرم،
قدري دارم فكر ميكنم كه
چرا ما طبق خواست خدا عمل نميكنيم؟
شما هم به همين فكر كنيد نه به گلايهگونِ من ...
چرا ما
طبق خواست خدا نميانديشيم،
عمل نميكنيم
؟
